انجام پایان نامه و پروپوزال و شبیه سازی مقالات
انجام پایان نامه و پروپوزال و شبیه سازی مقالات

انجام پایان نامه و پروپوزال و شبیه سازی مقالات

زندگی در انگلستان

می دونم سوالاتم زیاده ولی چکار کنم برام مهمه فکر نکن آدم مذهبی هستم لطفا اگه بلدی جواب بده از خودت جواب در نیاد
1.آیا زنان مسلمان می توانند در همه مکان ها مثل خیابان دانشگاه مدارس و... حجاب داشته باشند
2.مردم انگلیس چجور آدمایی هستند
3.برخورد مردم انگلیس با مهاجران
4.برخورد مردم انگلیس با مسلمانان
5.برخورد مردم انگلیس با زنان با حجاب
6.وضعیت کار در انگلیس
7.وضعیت نژادپرستی در انگلستان
8.در رشته برق و کامپیوتر وضعیت کدام دانشگاهها بهتره
9.آیا براحتی می توان با مردم انگلیس ارتباط برقرار کرد
10.آیا مردم انگلیس مهمان نو ازند
11.آیا مردم انگلیس مردمی خشک هستند
12.وضعیت امنیت در انگلستان مثل بمب گذاری که در لندن توسط فکر کنم القاعده شده بود من را کمی برای انتخاب به شک انداخته
13.وضعیت تکنولوژی در انگلیس
14.وضعیت سیستم حمل و نقل در انگلیس
15.نظرت در مورد سیاست و حکومت کشور انگلستان
16.بعضی ها می گن حکومت فعلی ا/ی/ر/ا/ن با حکومت کشور انگلستان با هم هستند و این کارهایی که مردم میرن میگن مرگ بر ا/ن/گ/ل/ی/س همش برنامه است بین دو کشور به نظرت آیا این دو کشور با هم هستند در سیاست یا با هم مشکل دارند؟
17.یک از شک هایی که از رفتن به انگلیس دارم موج منفی که از انگلیس می دهند از کشور استعمارگر و خیلی چیزهای دیگه تو اونجا و مردمش رو چجور دیدی رو چجور دیدی
18.اگه بهت بگن بین انگلیس و آلمان کدوم رو انتخاب می کنی انتخابت چیه؟چرا؟
19.نظرت در مورد اتفاق اخیر انگلیس مظورم مردوک است
20.این چلسی ورزشگاه جدیدشو نمی خاد شروع به ساخت کنه برنامش چیچیه
21.آیا مردم انگلیس مردمی بی ادب هستند یا با ادب
22.اگه از کسی آدرسی بخای بهت می ده
23.آزادی دینی در انگلیس
24.وضعیت حقوق بشر در انگلیس
25.نظر مردم انگلیس در مورد رسوایی اخیر بازیکنان انگلیس
26.وضعیت اعتقاد دینی مردم انگلیس
27.آیا مردم انگلستان مردمی مهربان هستند؟
28.آیا مردم انگلستان مردمی با ادب هستند؟
یه حس Appreciation اگه در ابتدا یا انتهای پستتون باشه همه رغبت بیشتری برای جواب دادن پیدا می کنن


1. صد درصد. همه آزاد هستند هر طوری دلشون می خواد لباس بپوشند. جلوی حجاب گرفته نمیشه، جلوی برهنگی هم همینطور.

2. از لحاظ فرهنگی متفاوت، ولی عموما آدم های خوبی هستند. آدم تعصبی هم کم و بیش توشون پیدا میشه، مثل همه دنیا.

3. نسبتا خوب. هرچقدر در شهرهای بزرگتر باشید مهاجرها بیشتر هستن و برخوردشون با مهاجرها به نسبت بهتر.

4. برخورد مردم با کسی به شخصیت و رفتار اون شخص برمی گرده، کسی کاری با دین شخص دیگه نداره.. ممکنه با یک مسلمان بهترین برخورد ممکن بشه و با یکی خیر. از روی دین درباره کسی قضاوت نمی کنند.

5. تو جامعه زیاد هستن (به خصوص در لندن)، برخوردشون مثل برخورد با زنان بی حجابه. حجاب داشتن یا نداشتن انتخاب هر شخصیه و به شما احترام می گذارن.

6. برای خارجی ها (non-EU) خیلی خوب نیست و همیشه اولویت با اروپایی هاست، ولی شما خوب باشید و پیگیرش باشید پیدا شدنیه.

7. هیچ کشور دنیا نژادپرست تر از ایران نیست. انگلیس جزو نسبتا خوب هاست.

8. کمبریج و امپریال که جزو 10 تای اول دنیا هستن، آکسفورد و منچستر و ساوتمپتون و ... ، دانشگاه های خوب ECE زیاده.

9. زبانتون خوب باشه بله. برای برقراری ارتباط باید فرهنگشون رو یاد بگیرید (وگرنه براشون "عجیب" به نظر میاید)، فرهنگشون هم مستقل از دینشونه.

10. به معنی اینکه شما رو دعوت کنن خونشون و ناهار و شام و ... اصلا، باهاشون بیرون می رید دنگی حساب می کنید و خبری از مهمون کردن و اینها نیست. اگه منظورتون اینه که شما رو در جمع خودشون راه میدن، بله، اگه شما خودتون رو باهاشون وفق بدید.

11. خیر.

12. به جز جیب بری (و دزدیدن موبایل و ...) هیچ مشکل امنیتی توی این 5 سال زندگی در لندن ندیدم، نه یک دعوا، نه بمب !!!، نه زورگیری و چاقوکشی و نه چیز دیگه.

13. تکنولوژی از چه نظر؟ شما به هر تکنولوژی (تا زمانی که مایل باشید هزینه اش رو بدید) می تونید دسترسی داشته باشید. اگه منظورتون شبکه های مخابراتی و الکترونیک و دسترسی به امکانات و ... است که خیلی خوبه، فقط اینجا شهرها استیل و شکل کلاسیک دارند. خارج از لندن شکل و قیافه شهرها خیلی چشم انداز نیست.

14. در لندن عالی (یکی از بهترین Public Transport های دنیا) رو داره، ولی خارج از لندن کاملا معمولی. هزینه حمل و نقل خیلی نسبت به ایران گرونتره. ماشین داشتن پر هزینه است.

15. -

16. قطعا مشکلات سیاسی هست بین دو کشور.

17. در پست قبلی هم بهتون گفتم، مردم رو از دولت جدا کنید. بی شک استعمارگرترین دولت تاریخ بودن ولی مردمشون همه آدم هستن، اتفاقا اکثرا از سیاست و ... هم سر در نمیارن.

18. انگلیس: آب و هوای بهتر، زبان انگلیسی، شهر بهتر و جذاب تر (فقط لندن البته)، دانشگاه های بهتر و ... ، البته من آلمان رو هم دیدم، جای خیلی خیلی خوبیه اونجا هم.

19. -

20. فقط منچستر!

21. ادبشون خوبه و جزو مودب ترین ها در دنیا هستن، و همینطور انتظار ادب خوب رو از بقیه هم دارن که باید یاد بگیرید چطوری جوابشون رو بدید.

22. بله مشخصه!

23. شما آزادید هر دینی داشته باشید، و دینتون شما رو از هیچی محدود نمی کنه. اصلا شما می تونید دینتون رو مخفی برای خودتون نگه دارید و به هیچ کس نگید! در هر فرمی که پر می کنید اگه دینتون رو بپرسند اختیاری است. البته منظور این نیست که اونها (مثلا در کار یا دانشگاه) شرایط دینی شما رو درک می کنن. مثلا سر کار بهتون 10-15 دقیقه وقت ناهار میدن که شما چیزی که از خونه آوردید رو می خورید، مدیرتون ممکنه درک نکنه شما یک ساعت به وقت نماز و نهار نیاز دارید، این رو به حساب برخورد نامناسب با مسلمون ها نگذارید.

24. حقوق بشر اینجا رعایت میشه

25. نظر اکثریتی که من باهاشون صحبت می کردم این بود که زندگی خودشونه و این قضیه شخصیه، به کسی ربط نداره.

26. نسبتا جزو بی اعتقادها هستن در اروپا. حتی پاپ در سخنرانیش مردم رو دعوت کرده بود به مذهبیت بیشتر که خیلی خوششون نیومده بود.

27. نسبی است!

28. رجوع به 21 !

موفق باشید.

کدوم کشورو با توجه به صدوره ویزا و تمکن مالی انتخاب کنم

با سلام


خوب شما یه سری کشور اون بالا ردیف کردی... البته هر جا بری باید پیه یاد گرفتن زبونشون رو هم به تنت بمالی ،می خوام بدونم یعنی الان شما فرانسه فولی می خوای بری فرانسه یا می خوای انگلیسی تحصیل کنی؟؟؟ ???

اگه فرانسوی بلدی چرا نمی ری بخش فرهنگی خود سفارت از اینایی که بورسیه می دن اقدام نمی کنی؟

1- ایتالیا :رو من خیلی روش فکر نکردم تو نمایشگاه edutex دو تا دانشگاه از ایتالیا اومده بودن ، این آقایون حرفه حسابشون این بود که سالی 1500 یورو شهریه دانشگاه هست دانشگاه ما بهتون خوابگاه میده ماهی 90 یورو که کارتو راه بندازه ، خودت بخوای معمولی بخوری ماهی 150 یورو !!!! ( یعنی از هند و مالزی ارزونتر) اونها این جوری می گفتن ..... گفتم کار هم میشه کرد گفت دانشگاهای ما تو جنوب ایتالیاست
اونجا میزان بیکاری بالاست فکر کار کردن رو از سرت بیرون کن!رفت و آمد هم با دو چرخه خیلی مرسومه تو ایتالیا تا اونجایی که من می دونم
ولی این دفعه مشکل اینه که تا ایتالیایی بلد نباشی ویزا بی ویزا ، باید 3 ترم بری مدرسه ایتالیا تو فرمانیه ترمی 210 هزار تومان بدی هر ترم 2.5 ماه که بهت ویزا بدن...


2-انگلیس :یکی از آشناهای ما رفت سالی 40 میلیون داره خرج می کنه...دیگه بقیه اش با خودت

3- سوید :خوبه...دانشگاه مجانی.... دانشجوهای هم تیپ خودت که راه و چاه رو یاد گرفتن زیاده.... الان ها کار سخت شده گیر آوردن.....مبلغ 36 میلیون تومن باید تو بانک داشته باشی برای مدت کوتاه مثلآ یک هفته! که بدونن دستت به دهنت می رسه
4- سوییس: حقیقتش زیاد اطلاع ندارم ولی یا باید آلمانی یا فرانسه بلد باشی :'(

5-آلمان: دانشگاه هاش اکثرآ ترمی دارن حدود 500 یورو شهریه می گیرن به غیر از دانشگاه های ایالت اسن که مجانیه و یه دانشگاه دیگه که فکر کنم همون هایدلبرگ باشه ( حالا ته شو برات در می آرم ) که ترمی 375 یورو می گیره .... حداقل باید ماهی 600 یورو بزاری کنار واسه همین خرج ها و مخارج کار میشه کرد ساعتی 10 تا 15 یورو هم می دن از همون مرکز DAAD تو خیابون یخچال بپرسی اطلاعات کامل بهت می دن ولی با این شرایط خیلی سخته نمی گم غیر ممکن... آدم های زیادی بودن و هستن که تونستن ولی سخته...... در عوض مدرکت مدرکه

6- دانمارک : باید سالی 11000 یورو در قطع لیسانس 15000 یورو در مقطع فوق لیسانس شهریه بدی :'( خرج هم ماهی 650 یورو حداقلشه اجازه کار همراه ویزات نمی دن ، ولی می تونی بگیری ... و لی چقدر میشه کار کرد تا هم خرج دانشکاه و هم زندگی رو در آورد؟

7- بلژیک : من دو سال پیش رفتم بهم برگه دادن که توش شرایط رو توضیح داده بود باید حداقل 10000 یورو به ازای هر سال اقامت داشته باشی تو بانک ! از اونجایی که متقاضی کمه شانس موفقیت بالاست......شرایط دیگشو نمی دونم
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب حالا اون جاهایی که اسم نبردی: ;D

1- فنلاند: دانشگاه مجانی سطح علمی دانشگاه ها در حد مطلوب ولی پذیرش گرفتن در مقطع فوق لیسانس یه خورده مشکله...در مقطع لیسانس باید یه کنکور بدی.....( ساده ست)
در مورد حساب بانکی باید 6000 یورو پول تو حساب داشته باشی..تمام! موقع مصاحبه هم ازیتت نمی کنن .... کار هم تا فنلاندی بلد نباشی اصلآ مگر در شایط خاص اونم تو شرکت های بزرگ که این دفعه فکر نکنم نیمه وقت بهت این طوری کار بدن.... یاد گیری زبونشون خیلی سخته !

2- ایسلند : کشور 300 هزار نفریه ایسلند دانشگاه هاش در کل 3 یا 4 تا بیشتر نیست! سالی 500 دلار شهریه می گیرن ! تقریبآ همون 10000 دلار باید تو بانک داشته باشی هنوز تحقیقاتمو کامل انجام ندادم ولی باس حداقل ایلتس 6.5 داشته باشی... کار هم آسون گیر نمی آد.......منتظر باشید اطلاعات بیشتر بهتون می دم در آینده...

3-نروژ: به نظر من که خوبه دانشگاه ها مجانی... کار فراوون ...حتی برخی از دانشجو ها از سوید آخر هفته رو با کشتی میرن نروژ و کار می کنن بر می گردن...!
باید 10000 یورو تو بانک داشته باشی اونم تو بانک نروژی. من خودم نروژ رو انتخاب می کنم

بازم کشور هایی مثل اتریش، اسپانیا ، پرتغال هست... ولی من تحقیق زیادی روشون نکردم شاید بعدآ بی کار شدم تحقیق کردم

موفق باشید

تجربه دو سال زندگی در اتریش

دروود بر همه دوستان عزیز
میدونم که خیلی از دستم شاکی هستید چون دیگه خیلی اینجا نمیام ولی باور کنید خیلی سرم شلوغ بوده تویه این مدت
الانم تعطیلات زمستانی بین ترم هست و کمی بیکارم
چند روز پیش یه بنده خدایی ازم خواست به عنوان کسی که مدتها مدیر بخش اتریش بودم ، تجربیات این 2 سال رو در قالب یک تاپیک بنویسم تا بقیه استفاده کنن
منم دیدم شاید مفید باشه و سعی میکنم مواردی رو اینجا ذکر کنم :
در وحله اول اینو بگم اگه بازم برگردم به 2-3 سال پیش و قرار باشه برم خارج از کشور یکی از 3 تا گزینه اولم در اروپا حتما اتریش هست

این سوال خیلی ها هست که راضی هستی ؟؟؟
جوابش خیلی سخته چون من با توجه به خصوصیات و تمایلات شخصی خودم باید جواب بدم ولی من راضیم
ولی خیلی های دیگه شاید اینو نگن

ببینید اینجا در وحله اول براتون قشنگ هست و جذاب ولی کم کم که پول روبه تموم شدن میره شرایط سخت میشه و اون موقع باید دید که کی ، چند مرده حلاجه ؟؟
کسی که از ایران براش پول میاد قطعا اوضاش بدک نیست و اگه اهل کار باشه میتونه با 2-3 روز کار در هفته کلی خوش بگذرونه
ولی ، ولی کسی که پولی براش نمیاد یا کم میاد باید خیلی کار بکنه تا هزینه هاش جبران بشه و بتونه بدونه استرس زندگی بکنه
بعد از یه مدت میبینی 1 سال گذشته و تویه این مدت همه روزهات تکراری بوده : کلاس -- کار-- خونه
دیگه حتی وقت بیرون رفتن با دوستای روزهای ابتدایی رو نداری و اصلا نمیبینیشون
---------------------------
حالا اگه بتونی تویه این شرایط دووم بیاری و یه 2 سالی با این شرایط زندگی کنی ، ( سخته و خیلی هم سخته مخصوصا برای کسی که تا حالا کار نکرده و شرایط سختی تویه زندگیش نداشته ) بعدش اوضاع کم کم خوب میشه
چون زبانت تویه این مدت راه افتاده ، کم کم با چم و خم کار آشنا شدی ، شرایط مدیریت کار و درس برات آسون تر شده ، و دیگه میتونی کار مرتبط با رشته تحصیلیت رو پیدا کنی

----------------------------------------------
ولی این شرایطم تا یه مدتی برات خوبه ، حالا دیگه به این فکر میکنی که : خوب من درسم تموم شد چکار بکنم ؟؟؟
این قسمتش خیلی سخته و استرس زا
من خوشبختانه هنوز به اون مرحله نرسیدم ولی بچه هایی که رسیدن رو دیدم و خوب دیگه برای موندن باید دنبال کار باشی و اونم کاری که زیر سقف حقوقی اداره کار نباشه که بتونی به واسطه اون ویزای کار بگیری که این قسمتش خیلی سخته ، کار پیدا میشه ولی با سقف درآمدی خیلی خیلی به ندرت
------------------------------------------

شرایط زندگی روزمره در اینجا خوبه و آرومه
از ایران با خودتون خوراکی نیارین و نهایتا پلوپز که اونم خیلی واجب نیست کلا بجز لباس چیزی نباید بیارین و البته لوازم الکترونیکی شخصی
اینجا همه چیز هست و الان دیگه تقریبا به قیمت همون ایران شده با این وضع یورو و الکی برای خودتون اضافه بار درست نکنید
----------------------------

سعی کنید با یه حداقلی معلومات زبان آلمانی اینجا بیاین و فکر نکنین : خوب برم اونجا در محیط قرار بگیرم خودش راه میفته ، اینجا اگه صفر کیلومتر بیاین میرین واسه 2 سال زبان خوندن خیلی خیلی راحت
پس سعی کنید حتی تویه خونه هم که شده با دانسته های ابتدایی زبان آلمانی اینجا بیاین
---------------------------------

اینجا درس خوندن اولاش سخته ولی کم کم که زبان راه میفته اوضاع خوب میشه

-------------------------------------

مردم اینجا آروم هستند و کاری به کارتون ندارن و با خارجی ها خوبن چون خیلی خارجی تویه کشورشون زیاده

-------------------------

به هیچ عنوان به هیچ عنوان و به هیچ عنوان با موسسات اعزام دانشجو کار نکنید ، الان قوانین خیلی سخت شده ،خیلی از این موسسات بدون اینکه بهتون بگن ، با توجه به اینکه شرایط پذیرش گرفتن سخت شده ، براتون مدرک سازی جعلی میکنن و به دانشگاه به اسم شما تحویل میدن و اگه خدایی نکرده دانشگاه استعلام بگیره و شما به واسطه اون مدرک اینجا باشین ، براتون خیلی خیلی گرون تموم میشه
پس این کار رو نکنین و بدونین که خودتون میتونین این کار رو انجام بدین
-------------------------

هزینه های زندگیتون در سال اول چیزی بین ماهیانه 650-750 یورو هست ( بدون ریخت و پاش ) ولی میشه کم کم از سالهای بعد کمش کرد و در کنارش هم کار کرد
کارهای که اینجا قالب بچه های دانشجو انجام میدن : کار تویه رستوران به عنوان ظرفشور-کمک آشپز-گارسون-نظافتچی و گاها پخش روزنامه هست ، البته کارهای دیگه ای هم هست ولی اینها کارهایی هست که اکثر بچه ها انجام میدن و باید در نظر بگیرین که شاید مجبور باشین این کارهارو انجام بدین
با کار نیمه وقت مثلا 2-3 روز در هفته میشه نصف هزینه هارو جبران کرد ولی اگه قرار باشه کل هزینه هارو با کار دربیارین یه ذره اوضاع سخت میشه و اون موقع میفهمین که چجوری میشه که یکی که هر روز 7-8 ساعت اینجا میومد دیگه نمیتونه بیاد و باید هر روز کار بکنین تا بتونین هزینه هاتون رو جبران کنید و قطعا در روند درس خوندتون هم تاثیر میزاره و خیلی خیلی باید مدیریت زمانیتون قوی باشه که بتونین وقتی هم برای درس خوندن در بیارین

------------------------------------
من سعی میکنم این تاپیک رو کاملتر بکنم و بازم میگم تویه مدت خیلی خیلی درگیر بودم و وقت نداشتم که بیام اینجا
با تشکز از همه شما

تجربیات زندگی در فرانسه

تجربیات زندگی در فرانسه 


با سلام خدمت دوستان عزیز و علاقمند به ادامه تحصیل در فرانسه

اگرچه این متن طولانی هست اما پیشنهاد میکنم حتما بخونینش.

مدتها بود به این موضوع فکر می کردم که آیا باید این موضوع رو مطرح کنم یا نه، حقیقتش مطمئن نبودم که مطرح کردن این موضوع کار درستی باشه از این جهت که فکر می کردم شاید این تجربه و واقعیت در مورد فرانسه فراگیر نباشه و عمومیت نداشته باشه. از این جهت برای اشتراک تجربیاتم صبر و تامل می کردم. اما امروز دیگه یقین پیدا کردم که باید شما دوستان رو از تجربیات زندگی در فرنسه آگاه کنم، چه شما دوستان این تجربیات رو بپسندین و به به و چه چه کنین چه موضغ مخالف بگیرین و هزار دلیل که نه، بلکه آسمون و ریسمون ببافین که من یکطرفه به قاضی رفتم. به هر حال من آنچه شرط بلاغ است با شما بی هیچ تعصب و غرضی و با تلاش برای رعایت انصاف می گویم، خواه پند گیرید خواه ملال.

بنده به عنوان کسی که در فرانسه زندگی کرده و در حال اتمام دوران ارشدش هست، قویا توصیه می کنم دور فرانسه رو با قلم قرمز درشت خط قرمز بکشین و به هیچ عنوان به اینجا فکر نکنین. البته طرف صحبتم با دانشجوهای فنی به خصوص رشته هایی که حساس حساب میشه مثل برق کنترل و روباتیک و رشته هایی از این دست هست. حالا دلایلش رو هم اعلام می کنم.

در درجه اول، به وضعیت ویزای فرانسه برای این رشته ها توجه کنین و نهایت بی انصافی سفارت چه در دریافت وجه برای به اصطلاح تایید مدارک دانشگاهی، که هیچ ضرورتی جز پر کردن جیب و درآمدزایی برای سفارت نداره و چه بلاتکیفی و رد درخواست ویزا با وجود تمامی هزینه های مادی و معنوی. علیرغم تمام این هزینه ها و تحمل فشارهای روحی و استرس و این مسایل، در بسیاری از موارد درخواست ویزای دانشجویان این رشته ها رد میشه و باعث ضربات روحی به متقاضی میشه. حالا بگذریم از اینکه با آینده طرف و عمر از دست رفته اون بازی شده. الان لابد خیلی از این دوستان عاشق فرانسه دلیل میارن که خوب اگه درخواست ویزا ها رد میشه پس تو خودت چطور گرفتی؟ در پاسخ باید عرض کنم که بنده مدتها پیش از اینکه بیام فرانسه از کشور خارج شده بودم و از طریق سفارت فرانسه در تهران برای ویزا اقدام نکرده بودم و هیچکدوم از این مبالغی که سفارت در تهران تحت عنوان تایید مدارک و در واقع درآمدزایی برای خودش میگیره رو پرداخت نکردم. با این وجود بیش از 4 ماه طول کشید تا بنده ویزام رو بگیرم و 2 ماه پس از آغاز کلاسها تو دانشگاه باشم.

در درجه بعدی با فرض گرفتن ویزا، از قدیم گفتن فرض محال محال نیست، اگر دانشجوی دوره ارشد باشین باید برای پایان نامه در ترم سوم اقدام کنین. طبق قوانین فرانسه به تمامی دانشجوها در این بازه زمانی حقوق پرداخت میشه. به عبارت دیگر دانشجو به طور پاره وقت یک قرارداد کاری امضا می کنه تا ضمن انجام پایان نامش مبلغی رو هم به عنوان حقوق دریافت کنه که البته این مبلغ بسته به طرف قرارداد متفاوته. در بسیاری از موارد در فرانسه، پروژه های دانشگاهی و تحقیقاتی توسط دو مرکز CNRS و INRIA تامین مالی میشن و این یعنی دانشجو باید با این مراکز قرارداد ببنده و به نوعی به استخدام موقت این مراکز و یا هرجای دیگه که طرف قراردادش هست در بیاد. بنده با بقیه رشته ها کاری ندارم چون تجربه ای ندارم اما اگه کسی که در این دو رشته که بنده تجربه دارم تصور میکنه میتونه با یکی از این دو مرکز قرارداد ببنده باید بگم سخت در اشتباهه. الان ممکنه یکی بیاد بنده رو متهم کنه به نداشتن رزومه خوب، اما در پاسخ باید عرض کنم که بنده اگر نگم بهترین قطعا در یکی از بهترین دانشگاه های فرانسه در این زمینه دارم درس میخونم و رزومه بسیار قوی هم دارم. اینقدر رزومم قوی هست که بدون اینکه برای دکترا اقدام کنم چه از همین فرانسه و چه خارج از اینجا چندتا از استادها به بنده پیشنهاد دادن که برای دکترا با اونها کار کنم. وقتی هم که صحبت از استاد می کنم، منظورم این استادای تازه دکترا گرفته نیست بلکه افرادی که در این رشته تو دنیا بسیار بسیار شناخته شده و صاحب کرسی هستند (از بردن اسامی دانشگاه و اساتید معذورم، اما شما مختارین که حرفهام رو باور کنین یا نه). حالا اگه کسی تصور می کنه همچین رزومه ای و یا قوی تر از این داره که می تونه این موسسات رو قانع کنه اونها رو برای انجام پروژه ارشدشون حمایت مالی کنن میتونه تیری در تاریکی شلیک کنه، البته اگه ویزا بیگیره و پاش به فرانسه برسه، اما بعدها شاکی نشه که چرا کسی در مورد شرایط فرانسه به من توضیح نداد. حالا الان عده دیگه ای میگن که تو که خودت داری میگی اساتید بهت پیشنهاد دکترا دادن پس دیگه اعتراضت و شکایتت چیه؟ در جواب باید بگم که برای مثال یکی از این اساتید دانشگاه خودم پس از صحبت با من برای دکترا به بنده گفت که من (یعنی استاده) یک موضوع تعریف می کنم که تو هم کار پروژه ارشدت رو باهاش انجام بدی و هم برای دکترا اقدام کنی و به بنده گفت که مدارک رو میفرستم CNRS و فرآیند بررسی موضوع تز و استخدام تو حدود یک ماه طول میکشه. بنده همونجا به استادم گفتم که CNRS بنده رو به دلیل ملیتم با احتمال بسیار بسیار زیاد رد میکنه که استادم در پاسخ گفت (عین جمله استادم) "البته اینطور نیست که ایرانی ها رو بطور سیستماتیک رد کنن، اگه قرار بود ردت کنن همون اول نمیگذاشتن بیای فرانسه. تو الان حدود 2 ساله اینجایی و مشکلی پیش نمیاد" و بنده هم در پاسخ گفتم امیدوارم همینطوری باشه. سرتون رو درد نیارم، چند روز بعد با همین استاد امتجان داشتم. بعد از امتحان به من گفت وقت داری بیای اتاقم که من هم گفتم حتما. بلافاصله پس از ورود به اتاق به بنده گفت خبر بدی برات دارم که من هم بلافاصله در جواب گفتم ردم کردن؟ که استادم گفت آره. یعنی کل پرونده ای که باید بررسیش حدود 1 ماه طول میکشید در کمتر از 2-3 روز و تنها به دلیل ملیت بنده رد شد. خلاصه، الان نه تنها برای دکترا در فرانسه هیچ شانسی ندارم که اصلا ممکنه با این رزومه حتی نتونم مدرک ارشدم رو از اینجا بگیرم. فراموش نکنیم که برای پایان نامه ارشد باید قرارداد ببندیم که برای ما ایرانیها شاید تو خواب ممکن باشه و بدون پایان نامه شما نمیتونین مدرک بگیرین. امکان داره یک عده ای بیان بگن که خوب ما میگردیم برای پروژه هایی که توسط مراکز دیگه ای غیر از CNRS یا INRIA حمایت بشه که در جواب باید بگم اولا تعداد این پروژه ها در مقایسه بسیار کمتره و ثانیا بنده این راه رو هم امتحان کردم. پس از رد شدن پروپزالی که یکی از اساتید خودم به همراه نام و رزومه بنده به CNRS فرستاده بود، ایشون بنده رو به یکی دیگه از دوستان خودش در یک دانشگاه دیگه معرفی کرد و قرار شد این استاد برای بنده از طریق منابع مالی خودش و دانشگاه اقدام کنه تا در واقع بنده با دانشگاه طرف قرارداد باشم و نه دولت یا CNRS/INRIA. اما امروز پس از گذشت حدود یک ماه به بنده ایمیل زده که مسئول مورد نظر در دانشگاه علیرغم تمام دفاعی که ایشون از پرونده بنده کرده صراحتا با درخواست مخالفت کرده. حالا شما در نظر بگیرین که این استاد رئیس دانشکده هست و با تمام نفوذش نتونسته کاری کنه و از من خواسته که به جای دیگه فکر کنم.....

سرتون رو درد نیارم. با وجود رزومه به این قوی ای و تحصیل در دانشگاهی که از صنایع مختلف برای استخدام فارع التحصیلان این دانشگاه میان، خود صنایع میان به جای اینکه دانشجو بره دنبال کار یا پروژه، هنوز نتونستم پروژه ارشد گیر بیارم و این در حالیه که تمام هم دوره ای های بنده از اوایل آوریل پروژشون رو شروع کردن در حالی که رزومه به مراتب ضعیفتری از بنده داشتن. با گذشت بیش از 5 روز از موعد مقرر برای ارسال مدارک مربوط به پروژه به دانشگاه(ددلاین 15 آوریل بوده) هنوز بنده دنبال پروژه و قرارداد هستم و به همه جا ایمیل زدم که یا پاسخی دریافت نکردم یا برای حفظ آبرو در پاسخ به بنده گفتن دانشجوی مورد نظرشون رو گرفتن در حالی که من یقین دارم اینطور نیست و خلاف واقع میگن.

البته در کنار این موضوع، باید عرض کنم که با فرض گرفتن ویزا، همونطور که عرض کردم فرض محال محال نیست، در طول دوران تحصیل از زندگی در فرانسه لذت خواهید برد. فرانسه کشوری بسیار بسیار زیبا و محیط بسیار آرومی با مردمان، در اکثر موارد، خوبی هست. اما سئوال اینجاست که آیا شما برای لذت بردن بی نتیجه به فرانسه میاین یا برای گرفتن مدرک و درس خوندن؟ لذا به هم رشته ای های خودم قویا توصیه می کنم به فکر فرانسه نباشن.

بنده این حرفها رو نزدم که الان یک عده بیان به دولت فحش و بد و بیراه بدن و تمام تقصیرات رو بر سر سیاستهای غلط دولت و نظام بندازن. در اینکه نظام اشتباه های فراوانی داره شکی نیست اما اگه انشاا... پاتون به خارج از ایران برسه می بینین که همه دولتها اینطورین و مردم رو بازی میدن. حالا یک دولتی زورش با توجه به اقتصاد و رسانه ای که در اختیارش هست بیشتره و یکی دیگه هم کمتر. به هر حال، دوست ندارم در اینجا وارد مسایل سیاسی بشم و دلیل بیارم. شما دوستان خودتون بهتر از بنده خیلی چیزا رو میدونین.

باری، من آنچه شرط بلاغ بود، با توجه به تجربه چند ساله زندگی در خارج از کشور، با شما گفتم. خواه پند گیرید خواه ملال. همچنین امیدوارم دوستان دیگه ای که در این گروه هستن بیان و واقعیتها رو نسبت به زندگی در فرانسه بر حسب تجربشون و بی هیچ حب و بغضی بیان کنن و دوستان داخل ایران رو که با هزار امید و آرزو به دنبال کعبه آمالشون در فرانسه و یا احتمالا کشورهای دیگه هستن با واقعیات موجود آشنا کنن. صمیمانه امیدوارم ماهایی که اینطرف آب هستیم در عین انصاف تمام خوبیها و بدیها رو بگیم و سعی نکنیم برای اونهایی که داخل ایران هستن فقط از خوبیها بگیم و دوستانمون رو در سرآب آرزو فرو ببریم. بگذاریم دوستانمون با دونستن همه خوبیها و بدیها مقصدشون را انتخاب کنن و برای آینده خودشون برنامه ریزی کنن.

موفق باشین

شغل اختراع فروش (innoseller)


امروز به یه چیز جالب داشتم فکر میکردم. یه شغل که مناسب خودم باشه. داشتم فکر میکردم اگر قرار باشه با تیلور ازدواج کنم یه پول زیادی لازم دارم تا برم اونجا و بعد بتونم براش هدیه بگیرم و ... تازه وقتی هم ازدواج کنیم اون میخواد مدام بره این کشور و اون کشور. من که نمیتونم بیکار باشم! بعد فکر کردم چطوری میتونم این همه پول رو تهیه کنم. یه چیز جالب به ذهنم رسید. این که یه شغل جدید اختراع کنم به اسم اختراع فروش (یا innoseller). اینطوری که یه چیزی اختراع کنم. بعد بگردم دنبال مشتریش و بفروشمش. مثلا الان یه طرحی دارم که به درد گوگل میخوره یا میکروسافت. میتونم بهشون پیشنهاد بدم ازم بخرن. به گوگل بگم میکروسافت اینقدر میخره به میکروسافت بگم گوگل اینقدر میخره و خلاصه به بالاترین قیمت ممکن بفروشم. بعد سالی یکی دو تا از این طرح ها درست کنم پولی رو که برای زندگی لازم دارم در میاد! اینم یه شغل خوبه. خدا رو چه دیدید شاید یکی از همین اختراع ها هم گرفت شدیم مثل زاک (به وجود آورنده فیس بوک) و تا آخر عمرمون از همون یه اختراع سود کردیم!
ای بابا امتحان GRE هم بهم فشار آورده, فکرهای فضایی ام زیاد شدن! شایدم مال دیروزه که سر درد شدید داشتم!

ترجمه ریزنمره

ریز نمرات تحصیلی به معنای لیستی رسمی از تمامی نمرات دروس یک دانشجو یا دانش‌آموز در یک مقطع تحصیلی خاص است. این سند شامل اطلاعات کاملی از عملکرد تحصیلی فرد بوده و توسط دانشگاه، مدرسه، یا موسسه آموزشی صادر می‌شود. ریز نمرات به‌طور کلی دارای اطلاعات زیر است:

  • نام و مشخصات شخصی دانشجو: شامل نام کامل، شماره دانشجویی یا شناسنامه، و گاهی تاریخ تولد.

  • اطلاعات موسسه آموزشی: نام و لوگوی دانشگاه یا مدرسه، و مهر رسمی موسسه.

  • لیست دروس گذرانده‌شده: شامل نام تمامی دروس، کد هر درس، و گاهی تعداد واحدهای هر درس.

  • نمرات دریافتی: نمره‌ای که دانشجو برای هر درس دریافت کرده است.

  • میانگین معدل (GPA): میانگین نمرات دانشجو برای کل مقطع یا ترم‌های تحصیلی.

  • مقطع و رشته تحصیلی: مشخص می‌کند که دانشجو در چه رشته و مقطعی تحصیل کرده است (مثلاً لیسانس در مهندسی برق).

  • تاریخ فارغ‌التحصیلی یا وضعیت تحصیلی: وضعیت کنونی دانشجو از جمله فارغ‌التحصیل یا در حال تحصیل بودن.

ریز نمرات اغلب برای اهداف زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  • ادامه تحصیل: دانشجویان برای پذیرش در مقاطع بالاتر در دانشگاه‌های داخلی و خارجی به ریز نمرات نیاز دارند.

  • مهاجرت یا اخذ ویزای تحصیلی: بخشی از مدارک مورد نیاز برای اپلای ویزا است.

  • فرصت‌های شغلی: برخی از کارفرمایان برای ارزیابی تخصص و مهارت فرد، ریز نمرات وی را درخواست می‌کنند.

ترجمه رسمی ریز نمرات: برای ارائه به دانشگاه‌ها و موسسات بین‌المللی، ریز نمرات باید توسط یک مترجم رسمی و تأییدشده به زبان مورد نیاز (معمولاً انگلیسی) ترجمه شده و توسط سازمان‌های مربوطه مهر و تأیید شود

گرفتن ریزنمره

یکی از مدارک مهم برای پذیرش در دانشگاه های خارجی ریزنمرات هست. ریزنمره رسمی با اون چیزی که به اسم کارنامه میگیرید فرق میکنه. ریزنمره رسمی درخواست داره. ریزنمره ها رو از چند ماه قبل از اپلای بگیرید تا در زمان لازم داشته باشید. هر دانشگاهی معمولا یک تا دو تا ریزنمره میخواد. اگر قبول هم بشید یکی هم برای سفارت لازم دارید.


برای دانشگاه آزاد

یه فرم داره که باید پر کنید. یه شماره حساب بهتون میدن که به حساب سازمان مرکزی پول واریز کنید. الان 4500 تومن هزینه درخواست ریزنمره هست. معمولا یه نسخه دریافت میکنن و چند نسخه ترجمه میکنن. بعد پول رو با اصل دانشنامه میبرید دانشگاهتون. اونجا درخواست رو میدید اداره فارغ التحصیلان (اگر فارغ هستید) یا آموزش (اگر دانشجو هستید) بعد اونا یه نامه میزنن برای سازمان مرکزی. معمولا خیلی طول میکشه (یک ماه) که دانشگاه خودش نامه رو پست کنه و سازمان مرکزی جواب بده. اگر بتونید نامه رو از خود دانشگاه بگیرید خیلی بهتره. یعنی خودتون بیارید سازمان مرکزی. سازمان مرکزی که نامه رو بدید میگه برید فردا بیایید. به ما که گفت فردا ظهر ساعت 14. فردا که برید یه نامه امضا شده با ریزنمره مهر و امضا شده بهتون میدن.


دانشگاه خوب سراسری

دانشگاه های خوب سراسری مثل دانشگاه تهران و امیرکبیر و... ریزنمره انگلیسی میدن. معمولا دایره مستقل برای این کار دارن. یه مبلغی رو واریز میکنید به حساب. دانشگاه تهران الان ریزنمره ای 5000 تومن هست. ماکزیمم 10 تا هم بیشتر نمیده. بعدش که واریز کردید راحت میتونید فرم مربوطه رو پر کنید. فرم رو که بدید همونجا پرینت میکنن و بهتون میدن. البته جا با جا فرق میکنه ممکنه بگن فردا بیایید امضا شده بگیرید. اما در نهایت اگر امضا شده بهتون ندادن امضاشو میگیرید و تمام. فقط برای اونایی که فارغ التحصیل نیستن ممکنه مهر نکنن. مثل دانشگاه تهران. اما میتونید از DHL خود دانشگاه استفاده کنید که در این صورت همونجا هم براتون مهر میکنن هم توی پاکت مهر شده میذارن.


دانشگاه بد سراسری

درخواست ریزنمره رسمی میدید به دانشگاه براتون فارسی صادر میکنه. میرید وزارت علوم اونجا تایید میشه و تموم!


وقتی ریزنمره رو گرفتید چی میشه؟

همه رو میبرید دارالترجمه رسمی که بتونه براتون مهر و امضای مترجم و دادگستری هم بگیره. من هیچ جای ارزونی پیدا نکردم. اگر دوستان پیدا کردن خبرتون میکنم. دارالترجمه ها فقط رسمی ها رو میتونن مهر دادگستری و وزارت خارجه بزنن. پس کارنامه پیششون نبرید! ترجمه اش هم خیلی گرونه که توی پست قبلی نوشتم.


ارزیابی ریزنمره

یه سری دانشگاه های عوضی هستن توی امریکا که ریزنمره ارزیابی شده میخوان ازتون. یه موسساتی هستن که این ریزنمره ها رو براتون ارزیابی میکنن. مثل ECE که ظاهرا معتبر ترینشون هست.

http://www.ece.org/

معمولا ارزیابی course-by-course رو میخوان که الان 135 دلار هزینه اش هست و نزدیک یک ماهی هم طول میکشه. این موسسه اصل ریزنمره ها رو فقط از طریق پست میگیره و تا 2 تا ارزیابی رو مجانی میفرسته برای دانشگاه هایی که میخواهید. البته تعداد این دانشگاه ها کم هستن اما خب بالاخره هستن. متاسفانه ارزیابی راه ساده ای نداره. کلی هم هزینه ارزیابی باید بدید و پست مدارک و آخرش هم اینکه فقط به درد یکی دو دانشگاه میخوره.

هدف از ایمیل زدن به اساتید

چند روزه که شدیدا درگیر اپلای و... شده ام. اما نمیفهمم این همه آدم اپلای کردن یکیشون نیست که یه چیز درست و حسابی در آورده باشه. هر کدوم از ظن خود یه کاری کردن. حالا گرفته و نگرفته دیگه با خدا.

الان میخوام در مورد این بنویسیم که آدمی اول باید ببینه که کجاست, بعد ببینه هدفش چیه و بعد یه کاری رو انجام بده وگرنه کارش احمقانه هست. حالا ما هر روز هزار تا کار احمقانه میکنیم. 

مثال میزنم. پروژه کارشناسی, ارشد و دکترا برای چیه؟ خیلی ها همینطوری یه کاری میکنن و تموم. بعد ازشون میپرسی چرا این پروژه رو انتخاب کردی یا چی شد نمره ات شد 19 یا 14 نمیدونه! پناه بر خدا!

هدف پروژه کارشناسی اینه که محصل نشون بده چیزایی که یاد گرفته رو میتونه به صورت عملی در یک پروژه انجام بده. حالا اگر یه پروژه ای نتونه اینو به بهترین نحوی نشون بده حقشه که نمره اش کم بشه!

هدف پروژه ارشد (پایان نامه ارشد) اینه که دانشجو نشون بده میتونه در یک موضوع خاصی تحقیق کنه و نتیجه اون تحقیق رو منتشر کنه. به عبارت دیگه منابع رو در بیاره, مطالعه کنه, یک روش تحقیقی رو به طور کامل انجام بده و... آخر سر هم به صورت مقاله یا تز منتشر کنه. اینجا یه بهبود روی روش های دیگران قابل قبوله

هدف پایان نامه دکترا اینه که دانشجو نشون بده که در زمینه تحقیقاتی مورد علاقه اش تقریبا همه مفاهیم اصلی رو میدونه و توانایی انجام تحقیقی را دارد که میتونه نتیجه اون چشمگیر باشه. یعنی یه موضوعی که قبلا مطرح نشده یا یه مسئله ای که قبلا حل نشده یا راه حل های قبلی خیلی ضعیف بودن از طوری بررسی و حل بشه که بسیار مهم باشه.


حالا دانشجوهای ما همه خنگ! از یکیشون بپرسی که با چه معیاری رفتی این پایان نامه رو گرفتی یا اصلا هدف این پایان نامه چیه نمیدونن. چرا؟ من نمیدونم!

یه قضیه هم برای من شده همین ایمیل به اساتید. هیچ کس نمیدونه که چرا به استادا ایمیل میزنن. اصلا چه فلسفه ای پشت این هست. همه میدونن که شاید توی گرفتن فاند تاثیر داشته باشه یا شاید توی گرفتن ادمیشن تاثیر داشته باشه اما هیچ کس هیچ جا نمیگه چرا ایمیل میزنن به اساتید.

چیزی که امروز من فهمیدم اینه که ایمیل زدن به استادا نشاندهنده تمایل شما برای همکاری تحقیقاتی با یه استاد هست نه هیچ چیز دیگه. حالا اگر اون استاد لطف کنه توی پذیرش کمک کنه یا پول داشته باشه و بخواد بابت این همکاری بهتون پول بده دیگه رسمی نیست.

ایمیلی که برای استادا فرستاده میشه هم یه سری قاعده و قانون داره که حالا وقتی خودم تونستم درست جواب بگیرم سعی میکنم یه راهکار خوب پیشنهاد کنم همه بتونن استفاده کنن.

گیری افتادیم از دست این دانشجوهای قبلی ها! همه کارها رو من باید از صفر کنم؟