در حالی که رمز موفقیت در روابط شخصی و حرفه ای در توانایی شما در برقراری ارتباط خوب نهفته است بیشترین تاثیر ناشی از کلماتی که استفاده می کنید نیست بلکه نشانه های غیر کلامی و زبان بدن موثرتر از کلام شما در ارتباط است . body language استفاده از رفتارهای بدنی ، اصطلاحات و روش های ارتباطی غیر کلامی است که غالباً بطور غریزی انجام می شود تا آگاهانه .
چه آگاه باشید یا نه ، هنگام تعامل با دیگران ، به فرد مقابل به طور مداوم سیگنال های غیر کلامی می فرستید و از او سیگنال های غیر کلامی دریافت می کنید . حتی وقتی ساکت هستید همچنان ارتباط غیر کلامی برقرار می کنید و از آنجایی که زبان بدن ، یک زبان طبیعی و ناخودآگاه بوده که احساسات و نیات واقعی شما را نشان می دهد ، معمولاً دیگران پیام غیر کلامی شما را دریافت می کنند .
مهارت های ارتباطی قوی می توانند به شما در داشتن زندگی شخصی و حرفه ای موفق ، کمک کنند . بنابراین لازم است یاد بگیرید چگونه مهارت های ارتباطی موثر و زبان بدن مناسب داشته باشید . در ادامه با آموزش زبان بدن آشنا خواهید شد اما لازم است قبل از آن در مورد این مفهوم بیشتر بدانید .
ارتباط غیر کلامی یا زبان بدن ، فرایند ارسال و دریافت پیام بدون استفاده از کلمات ، گفتار و نوشتار است . مثل ایتالیک کردن (italicizing ) که در زبان نوشتاری برای تاکید به کار می رود ، زبان بدن نیز جهت تاکید کردن بر پیام کلامی به کار می رود .
برای برقراری یک ارتباط خوب ، مهارت های ارتباطی خوبی لازم است . ارتباطات غیر کلامی ، ابزرای قدرتمند برای پیوند دادن خود با دیگران است و به بیان آنچه احساس می کنید کمک می کند . گاهی اوقات ، صورت و حرکات صورت ، تماس چشمی ، وضعیت بدن و صدای شما می تواند پیام بلندتر و بهتری از کلماتتان منتقل کند .
بادی لنگویج بعد بسیار مهمی در محیط کار است و نشان می دهد که در هنگام تعامل با همکاران خود ، چگونه گوش می کنید ، نگاه می کنید و واکنش نشان می دهید . اگر ارتباط غیر کلامی یک فرد ضعیف باشد می تواند همکاران خود را ناراحت کرده و باعث تنش و سردرگمی شود . در حالی که ، وقتی یک فرد زبان بدن مناسبی داشته باشد این امر می تواند منجر به ایجاد اعتماد ، شفافیت و ارتباط بهتر با همکاران شود .
دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری برای دریافت مدرک فارغ التحصیلی باید پژوهشی را در رشته و گرایش تحصیلی خود تحت عنوان پایان نامه یا رساله دکتری انجام دهند . هر چند گاهی پیش می آید که برخی از دانشجویان ارشد در صورت ارائه درخواست به آموزش دانشگاه می توانند به جای واحد پایان نامه از شیوه آموزش محور ( عدم ارائه پایان نامه ) نیز استفاده نمایند .
یکی از مراحل مهم در نگارش پایان نامه انتخاب موضوع تحقیق است . این مرحله به قدری حساس است که در صورت تکراری بودن موضوع ، پایان نامه دانشجو رد خواهد شد . به همین دلیل سوال اکثر دانشجویان این است که ما چگونه متوجه شویم عنوان پایان نامه ای تکراری و یا جدید است ؟ این امر با ثبت درخواست استعلام موضوع پایان نامه به سادگی امکان پذیر است که در ادامه به نحوه استعلام آن اشاره کرده و آن را شرح می دهیم .
اکثر دانشجویان تحصیلات تکمیلی ( ارشد و دکتری ) می دانند که در جلسه دفاع از پایان نامه موضوع و متن هایی مورد قبول اساتید راهنما و داور است که به روز و منحصر به فرد بوده و از منابع جدید در نگارش فصل های مختلف آن ، خصوصا فصل دوم که مربوط به پیشینه تحقیق است ، استفاده شده باشد .
دانشجویان قبل از نوشتن پروپوزال که موارد تشکیل دهنده آن تقریبا همانند اجزای اصلی مقاله است می بایست از جدید بودن موضوع خود اطمینان یافته و سپس تحقیق را شروع کنند . یکی از مطمئن ترین راه های استعلام موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری مراجعه به سایت ایرانداک و ثبت موضوع پیشنهادی خود در بخش درخواست پیشینه پژوهش است .
دانشجویان در ابتدا می بایست عضو سایت ایرانداک بوده سپس با وارد کردن عنوان پایان نامه یا تز دکتری خود و پرداخت هزینه درخواست شده که معمولا 15 هزار تومان است ، گواهی نتیجه استعلام خود را دریافت کنند .
پایان سالها دانشاندوزی و چندین ترم دانشجویی و گذراندن واحدهای عمومی و اختصاصی با نگارش و ارائه یک پایاننامه پر و پیمان و کسب نمره عالی از آن شیرینترین خاطره دوران تحصیلی کارشناسی ارشد یا دکتری خواهد بود، اگر در انتخاب موضوع پایاننامه و کیفیت پژوهش خود دقت و هوشمندی به خرج دهیم و با رعایت اصول نگارش آن درست و استاندارد عمل کنیم. شاید در نگاه اول این مرحله از تحصیل دشوار بهنظر برسد، اما اگر در مسیر علاقهمندی و توانمندیمان پیش برویم، راه بر ما هموار و آسان خواهد شد. بنابراین لازم است ده نکته مهم و ضروری را در انتخاب موضوع پایاننامه در نظر بگیریم.
نخستین گام برای آغاز این مسیر، که مهمترین آن برای انتخاب موضوع پایاننامه است، علاقه است. علاقه به موضوعی خاص انگیزه مطالعه جدی و عمیق شما در زمینه پژوهش خواهد بود و از دلسردی و خستگیتان برای ادامه کار طولانی تحقیق جلوگیری خواهد کرد. پس با در نظر گرفتن علایقتان شروع به جستجو کنید.
نخستین گام عملی در انتخاب موضوع پایاننامه مطالعه است؛ منابع اطلاعاتی مختلف را شناسایی کنید؛ کتاب، ژورنال، اینترنت و... برای یافتن منابع بهتر میتوانید به پایاننامههای گذشته نیز رجوع کنید تا از پیشنهادهای پژوهشگران پیشین برای رسیدن به منابع اصلی حوزه تخصصیتان آگاه شوید و سریعتر بتوانید فهرستی از بهترین و معتبرترین منابع قابل استناد تهیه کنید (معمولا در آخرین فصل پایاننامهها بخشی به نام «پیشنهادهایی برای پژوهشهای بیشتر» وجود دارد). البته امروزه اینترنت جستجوی هر دیتایی را آسان کرده و سرعت دستیابی به نتیجه دلخواه را بهشدت افزایش داده است. یکی از بهترین و سادهترین موتورهای جستجو برای دسترسی به مقالات، Google Scholar است که با جستجوی کلمات کلیدی در آن بهراحتی میتوانید به نتیجه برسید. فراموش نکنید که با دنبال کردن اخبار روز و پیگیری موضوعات همایشها و سمینارهای مرتبط با حوزه تخصصیتان میتوانید بهروزترین مسائل را پیدا کنید و از نو و جذاب بودن موضوع پایاننامهتان مطمئن شوید. همچنین میتوانید با مراجعه به پایگاههای مربوط به پژوهشهای جاری و وبسایتهای دانشگاههای معتبر دنیا فهرست پایاننامههای گذشته را مرور کنید و منابع به کار برده شده در آنها را بشناسید. در طول جستجو و بررسی منابع از یادداشت کردن نکات مهم و جالب و تهیه فهرست از موضوعاتی که به ذهنتان میرسد، غافل نشوید.
در پایان این مرحله شما حجم بسیار زیادی از اطلاعات درباره موضوعات مورد علاقهتان را در اختیار دارید، پس لازم است ریزبینی و دقت بیشتری به خرج دهید و با بررسی بیشتر به انتخاب نهایی نزدیکتر شوید.
حوزه تخصصی خودتان را مشخص کنید؛ حوزهای که ضمن علاقه به آن، از تسلط و توانایی کافی برای تجزیه و تحلیل و ارتباط با جامعه مورد تحقیق برخوردار باشید. حوزههای گوناگون را بررسی کنید و موضوعی را انتخاب کنید که درباره آن اطلاعات و مطالعه نسبتا خوبی تاکنون داشتهاید تا مجبور نباشید زمان زیادی برای آشنایی اولیه و لازم با موضوع صرف کنید.
انجام پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری مهمترین بخش برای دانشجویان در دوره تحصیل آنها است. بدلیل جزییات و پیچیدگی های مختلف همیشه دانشجویان دغدغه های فراوانی دارند تا دریابند یک پایان نامهی خوب چگونه باید نوشته شود. اما نگران نباشید در این مطلب تمامی دغدغه های شما را برطرف خواهیم کرد.
اگر برای انجام پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری نیاز به مشاوره دارید همین حالا با ما تماس بگیرید تا تیم با تجربه تهران آموز به طور رایگان با مشاوره تلفنی شما را راهنمایی کند.
بازاریابی حسی فرآیند شناسایی و برآورده کردن نیازها و علاقه های مشتری به روشی سودآور برای درگیر کردن آنها در ارتباطات دو طرفه است که شخصیت های برند را به زندگی می رساند و ارزش افزوده ای را به مشتریان هدف می بخشد. هنگام جستجوی مؤثرترین رویکردهای بازاریابی ، بازاریابی حسی مطمئناً باید در صدر لیست گزینه های شما باشد. این استراتژی آینده ارتباطات موفقیت آمیز در بازاریابی است (Smilensky، 2009). هدف از بازاریابی حسی درگیر کردن افراد در یک تجربه فعال از ارزش برند است. وفاداری به برند هنگامی افزایش می یابد که مشتریان احساسات مثبت و متفاوتی نسبت به برند داشته باشند. مک لوهان ، 2008).
به عنوان راهی برای سنجش و تبیین احساسات مصرف کننده ، سرمایه گذاری در فرصت های جدید در بازار ، فرصتی برای به حداکثر رساندن سودآوری محصول ، اطمینان از خرید اول و تکرار آن (وفاداری) ، و اطمینان از موفقیت طولانی مدت محصول تعریف شده (Valentine Ware، 2008)
کانون بازاریابی حسی هر دو نیمکره چپ و راست مغز انسان است. جایی که روحیات ذهنی، فرآیندها و واکنش های روان شناختی روی می دهند و در نتیجه منجر به تجربه حسی فرد می شوند (هولتن و همکاران، ۲۰۰۹). از طریق بازاریابی حسی، پیام های که به نیمکره راست (احساسات) از مغز می رسد، حواس مصرف کنندگان تحریک می کند، در نتیجه یک پیوند عاطفی بین او و محصول ایجاد می شود که او را به خرید کردن وا می دارد. (داکاستا[1]، ۲۰۱۲)
در مفهوم بازاریابی ، اعتقاد بر این است که دستیابی به اهداف سازمانی کاملاً به تعیین و تعیین نیازها و خواستهای بازارهای هدف و رضایت مشتری به روشی مطلوب و مؤثرتر از رقبا بستگی دارد (Cutler and Remmaster، 2012). مفهوم بازاریابی با این دیدگاه از بیرون به درون است. این مفهوم با یک بازار تعریف شده شروع می شود ، بر نیاز مشتری تأکید می شود ، کلیه فعالیت های بازاریابی را که به نوعی بر مشتریان تأثیر می گذارد و با ارائه رضایت مشتری سود ایجاد می کند ، هماهنگ می کند. شرکتها تحت پرچم بازاریابی کالاهایی را تولید می کنند که مشتریان می خواهند و از این طریق مشتری را راضی و سودآوری می کنند.
در مفهوم بازاریابی، اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی، بستگی تام دارد به تعیین و تعریف نیازها و خواسته های بازارهای هدف و تامین رضایت مشتریان به نحوی مطلوب تر و موثرتر از رقبا (کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۹۱)
فروش چیست و جایگاه آن در بازاریابی حسی کجاست؟
فروش ،درک نیازهای مشتری ، ارائه راه حل ها برای رفع این نیازها و کسب توافق با مشتری است، تا از این فرایند یک رابطه برد- برد ایجاد شود و مجددا تکرار گردد.
فروش یعنی هنر و توانایی به ثمر رساندن کلیه تلاشهای بازاریابی که به صورت ایجاد بازار، حفظ بازار یا افزایش سهم بازار متجلی می شود. الویت در تفاوت بین فروش و بازاریابی می گوید: فروش عبارت است از پیدا کردن مشتری برای محصولاتی که در اختیار دارید و بازاریابی عبارت است از حصول اطمینان از اینکه شما اقلام مورد نیاز مشتریان را در اختیار دارید. (پرویز درگی، ۱۳۸۹)
پنج اصل که تئوری بازاریابی حسی را به منظور یک درک بهتر توصیف می کند:
اصل 1: این نظریه ، مشتریان را موجودات عاطفی می داند و استدلال می کند که تصمیمات مشتری بیشتر مبتنی بر احساسات است تا منطق و آن احساسات منجر به تصمیمات پرشور می شود.
اصل 2: احساسات مشتریان با ایجاد احساسات مثبت و منفی درباره محصولات و خدمات ، تصمیمات خرید را توسعه می دهد. در پایان ، این پیوند بین مشتریان و محصولات وفاداری ایجاد می شود.
اصل سوم: برای دستیابی به دانش و برندسازی ، نیاز به درک احساسات ، ارزش ها ، اعتقادات و فرهنگ مشتری است.
نیاز در اینجا می تواند برای توسعه یک روش تحقیق کیفی برای رفع مشکلات و انتظارات مشتری در بازاریابی سنتی بیان شود.
اصل چهارم: اهمیت استراتژی ترغیب را در رابطه بین برند و مشتریان و حرکت به سمت یک رفتار خاص با استفاده از ارتباطات حسی بیان می کند.
اصل 5: چگونگی دستیابی به وفاداری ، ایجاد لحظه ای لذت بخش با محصولات یا خدمات و ایجاد تأثیر مثبت از طریق لحظه های به یاد ماندنی درگیر شدن از برند را توضیح می دهد (Hinestrosa and James، 2014)
بازاریابی حسی و تصویر شرکت
ظهور رستوران ها و اماکن تفریحی ، به ویژه در شهرهای توریستی ، رقابت را در این بخش خدمات بسیار سخت تر کرده است و رستوران هایی که قبلاً سهم بازار از پیش تعیین شده ای دارند ، به وضوح نگران از دست دادن سهم بازار خود هستند. نشان دادن در این راستا ، درک مشتریان از ویژگی های مختلف بصری عاملی است که به راهنمایی موقعیت های مؤثر و استراتژی های رقابت با سایر سازمان ها کمک می کند (گالن و راجرز [1998] ، 1998).
بزرگترین تغییری که صنعت خدمات با آن روبرو است رشد سریع حجم و سرعت رقبا است. این رشد به ویژه در بخش خدمات رستوران قابل مشاهده است. امروزه سازمان های خدماتی در یک محیط پویا فعالیت می کنند ، بنابراین باید دائماً علایق مصرف کنندگان را بررسی کرده و با آن سازگار شوند و منجر به ایجاد یک تصویر مطلوب در ذهن مصرف کنندگان شود و از این طریق مشتریان وفادار خود را افزایش دهند.
تصویر ذهنی بهینه به عنوان یک جنبه اساسی از توانایی سازمان در حفظ جایگاه خود در بازار دیده می شود. تصویر ذهنی موضوعاتی را که در ذهن مشتری سازمان وجود دارد و به عنوان یک فیلتر ، منعکس می کند ، بر درک مشتری از عملکردهای سازمان تأثیر می گذارد.
آگاهی و درک مزایای تصاویر در ذهن مشتری ، به مدیران کمک می کند تا استراتژی های یکپارچه بازاریابی را ایجاد کنند تا بتوانند تصویر مورد نظر را در ذهن مصرف کنندگان ایجاد کنند و از این طریق از مزایای رقابتی که برای سازمان ایجاد می شود بهره مند شوند. گاردند (الیوا [2] ، 2006).
اسمیت و تیلور در سال 2006 اذعان کردند: "تصاویر و برداشت ها از طریق تمام حواس (بینایی ، شنوایی ، لمس ، طعم و بو) و تجربیات حسی در هنگام استفاده از محصول ، خدمات به مشتری ، محیط کاری و شرکت برقرار می شود ، زیرا این شرکت همیشه است. ارسال پیام با عملکرد آن ، بنابراین ایجاد تصویر مناسب فرایندی است که هرگز به پایان نمی رسد و شرکت ها در تلاشند تا تصویر خود را برای مزیت رقابتی شرکت بهبود بخشند. (Dadvand، 2009).
خرید نوعی تجربه یعنی صرف زمان برای لذت بردن از یک سری وقایع و رویدادهای به یاد ماندنی توسط شرکتها است و مانند یک اجرای نمایش عرضه می گردد و مشتریان شخصأ بر روی صحنه این نمایش قرار دارند (کیوان و لیو، ۲۰۰۹). در بسیاری از موارد انتخاب مصرف کنندگان منطقی، هوشمند و متناسب با زمینه موردنظر است اما هنوز هم، شرایطی وجود دارد که یک اولویت قوی از "پارامترهای بهینه" قدم فرا می نهد.
این حالت به دلیل ماهیت اجتماعی احساسی انسان اتفاق می افتد (بتمن و همکاران، ۲۰۰۸، ۵۹۰). دلیل این که چرا گاهی اوقات مردم نمی توانند کلماتی را برای بیان احساساتشان پیدا کنند این است که واکنش های عاطفی جلوتر از فرآیند تفکر اتفاق می افتد (هیل، ۲۰۱۰).
زمانی که صرف تصمیم گیری در مورد آن چه مصرف کنندگان به مصرف می رسانند و تعداد محصولاتی که انتخاب می کنند فوق العاده افزایش یافته است و این تصمیم گیری قبل از خرید را سخت تر و وقت گیرتر می کند (اکستروم، ۲۰۱۰).
شرکت ها باید از فرایند درونی در رفتار خرید آگاه باشند، این خود دلیلی برای استفاده از بازاریابی حسی است. درونی ترین فرآیند در رفتار مردم مربوط به حواس مختلف بدن، بینایی، بویایی، لامسه، شنوایی و چشایی است (نولز، ۲۰۰۱).
مصرف
کنندگان امروزه کالاها را صرفا بر مبنای عملکرد آنها در راستای جلب رضایت
به رسمیت شناختن نیاز خود خریداری نمی کنند. در عوض، خرید در حال حاضر شکل
مدرن از سرگرمی که از طریق آن به دنبال مصرف کنندگان هر دو بعد تحریک و
آرامش است ( کاکس و اندرسونه، ۲۰۰۵).
بلاکمار
و سوارنالتا (2016) به بررسی تحلیل تاثیر بازاریابی حسی بر نگرش مشتری و
رفتار خرید در بخش مخابرات پرداختند. یافته ها نشان می دهد که اثر
بازاریابی حسی تاثیر مثبتی بر نگرش مشتری و رفتار خرید آن داشته است.
چائو چین و هان (2015) به بررسی تأثیر بازاریابی حسی بر اهداف خرید مشتری (مطالعه موردی نمایشگاه چرخه ورزش بین المللی تایپه) پرداختند. پژوهش چائو چین و هان چن (2015) نشان داد همبستگی مثبت و معناداری بین بازاریابی حسی و قصد خرید مشتریانی که در نمایشگاه شرکت می کنند وجود دارد و تمام صفات بازاریابی تجربی تاثیر مثبتی بر روی قصد خرید دارند.
نیگام[3] (2013) به بررسی رابطه بین بازاریابی حسی، ارزش تجربی و اهداف خرید در مشتریان رستوران های زنجیره ای سازمان یافته با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری پرداخت.
ابعاد تجربی در مدل شامل مزایای حاصل از ادراکات بازیگری، زیبایی شناسی، بازدهی مشتری در سرمایه گذاری و برتری خدمات بودند. این پژوهش نشان میدهد که بازاریابی تجربی در رستوران های زنجیره ای خدمات سریع منجر به فروش محصولات میشود.
کشورهای صنعتی سالهاست که از این تکنولوژی در عرصه بهداشت و درمان بهره می برند، اما پیاده سازی این سیستم در بیمارستان های مناطق مختلف ایران بیانگر فراهم شدن زیرساخت فرهنگی، تکنولوژی مناسب جهت ایجاد و تکمیل سیستم های بهداشتی مطابق با استانداردهای جهانی می باشد. در سال های اخیر با پیشرفت سریع تکنولوژی، سیستم اطلاعات بیمارستانی، صورت جدیدتری به خود گرفته که نه تنها از مقوله مدیریتی بلکه از مقوله بالینی مورد توجه بسیار قرار گرفته است.
وجود تجهیزات مجهز به امکانات کامپیوتری کلینیکی همانند( ام آر آی و سیتی اسکن), و همچنین نرم افزارهای طراحی شده مخصوص بخشهای کلینیکی و پاراکلینیکی و استفاده جوامع پیشرفته پزشکی از این گونه نرم افزارها در حیطه سیستم های اطلاعات بیمارستانی و استفاده از آن در ارتباطات بین المللی و لزوم حفظ محرمانگی و خصوصی سازی، موجب شده که این مجموعه پیچیده اطلاعات و فن آوری به سمت معماری اطلاعات یکپارچه پیش برود.
در بستر این معماری قالب های استانداردی چون HL7 به منظور پاسخگویی به نیاز اشتراک گذاری اطلاعات و یا کمک به اثربخشی جریان فرایندهای بالینی و کاهش خطاها شکل گرفته اند و در کنار آن استاندارهایی چون Dicom برای تصویر نگاری پزشکی، مدیریت اطلاعات تصویری پزشکی در نرم افزارها و تجهیزات پزشکی، و ... ایجاد شده است
یک سیستم اطلاعات بیمارستانی[1] و یا سیستم اطلاعات بهداشتی[2] که به اختصار به آن HIS می گویند عبارت است از یک پایگاه داده ها و نرم افزار جامع برای یکپارچه سازی اطلاعات مربوط به بیمار جهت ارسال و تبادلات اطلاعات جامع بیمار بین بخشها و سایر مراکز درمانی بمنظور تسریع در فرایند مراقبت و درمان بیمار، بهبود کیفیت، افزایش رضایتمندی، و کاهش هزینه ها می باشد به تعبیر دیگر سیستم اطلاعات بیمارستانی، سیستمی است که بتواند کلیه وظایف و عملیاتی که در فرآیند درمان بیمار در قسمت های مختلف یک مرکز درمانی اعم از تشخیصی، درمانی، اداری، مالی و پژوهشی صورت می پذیرد را تحت پوشش قرار دهد و ضمن دریافت و ثبت دقیق اطلاعات هویتی ودرمانی بیمار، توانایی نمایش پیشرفت هر اقدام و تأثیر آن عمل را بر سایر امور درمانی یمار مشخص نموده و در نهایت تمام اطلاعات بیمار را در مجموعه ای محرمانه به نام ]EPR (پرونده الکترونیک بیمار) نگهداری، بازیابی، طبقه بندی وجهت تأمین مقاصد درمانی در اختیار عوامل مختلف سیستم درمان یک کشور قرار دهد.
سیستم اطلاعات بیمارستانی، برای خودکار نمودن امور بیمارستانها مانند؛ گزارش دهی نتایج آزمایشات، وارد نمودن دستورات پزشک، تجویز دارو، کنترل موجودی داروخانه، انبار مرکزی، واحد تغذیه، و غیره طراحی شده است .
در سیستم اطلاعات بیمارستانی، برای هر بیمار یک پرونده الکترونیک تشکیل می گردد، بطوریکه کلیه فعالیتهای بیمارستانی (شامل؛ درمانی، تشخیصی، مالی، و غیره) بیمار از پذیرش تا ترخیص تحت پوشش قرار می دهد. در این سیستم، کلیه اقدامات درمانی، دستورات دارویی و خدمات تشخیصی از طریق سیستم به کلینیکها و پاراکلینیکها و حتی مراکز اداری از قبیل حسابداری، داروخانه، انبارها، و سایر واحدها ارسال شده و پاسخ آنها دریافت می شود. بنابراین، زمان شروع و خاتمه همه اقدامات در سیستم مشخص و قابل پیگیری است. (وکیلی مفرد ، 1391: 4)
بنابراین سیستم اطلاعات بیمارستانی ، سیستم اطلاعاتی است که در آن اطلاعات در بانک اطلاعاتی به نحو جامعی ذخیره شده و از آنجا در زمان و مکاننیاز به اطلاعات در فرمهای ویژه در دسترس مصرف کنندگان قرار می گیرد (ریاضی وهمکاران ، 1392: 18)
اصطلاح غنیسازی شغلی به کوششهایی اطلاق میشود که برای جالب و چالشانگیزتر کردن مشاغل به کار میروند. با استفاده از پیچیدهتر کردن شغل، اعطای مسئولیت بیشتر در قبال محصول و ترکیب عناصر شغلی که قبلا توسط افراد مجزا انجام میشد و اینک در قالب یک کل صورت میگیرد، میتوان به این هدف دست یافت.
به عنوان مثال، شرکت خودروسازی ولوو گروهی از کارگران را که قطعات نهایی را سوار میکنند، در اختیار دارد و رویکرد سنتی خط تولید را که در آن هر کارگر بر روی قطعه خاصی کار میکند کمتر بکار میگیرد.
بررسیهای اولیه در مورد غنیسازی شغلی به گونهای مهیج حکایت از توفیق فراوان این رویکرد داشت، اما در پژوهشهایی که دقیقتر انجام شده بود، معلوم شد ادعاهای اولیه راجع به آن بسیار گزافهآمیز بوده است. گاه، کارگران از مشاغل غنیشده احساس ناراحتی میکنند؛ علاوه بر این، تغییر شغل نیز میتواند به اندازه غنیسازی شغلی موجب بهبود عملکرد شود.

مفهوم غنای شغلی
هرزبرگ می گوید یکی از راههای انگیزش فرد (ترغیب او به انجام کار عبارت از ایجاد محرکهایی مثل امکانات رشد در درون شغل است. آدمها فقط هنگامی بهتر کار می کنند که ماهیت کار برایشان جالب باشد، یا وقتی که محیط برای ابتکار و خلاقیت مناسب و کار معارضه جویانه است.
به عبارت دیگر، کار باید فرصتی برای رشد و کمال پدید آورد. یکی از راههای رسیدن به آن غنی سازی شغل است که به این وسیله می توان شغل کارمند را تجدید سازمان داد و عرصه ای برای تلاش کارمند و جلب او به کار ایجاد کرد و برنامه ریزی شغل را آنچنان طرح کرد که کمتر تخصصی باشد، اما غنی باشد. این کار بطور معمول، با دادن استقلال بیشتر به کارگر، و اجازه دادن به او برای برنامه ریزی و بازرسی (که قبلا توسط سرپرستش به عمل می آمد) انجام می شود.
نمونه ای از آنچه هرزبرگ آن را تجربه ای از غنای شغلی موفقیت آمیز) می نامد، در جدول ۲-۱ نشان داده شده است در این مورد، مشاغل افرادی که مسئول مکاتبه با سهام داران یک شرکت بزرگ پاسخگو به سئوالات آنها و غیره بودند، تشریح شده است. در سمت راست جدول از تغییراتی نام برده شده است که هدف از آنها غنی کردن شغل بود، مانند (از بین بردن بعضی از کنترلها با حفظ مسئولیت). در سمت چپ جدول، عوامل تحریک کننده، مثل شناسایی فهرست شده اند و منظور از این تغییرات شغلی حصول رضایت است. ( شامس، 1391).
چگونگی غنی سازی شغل
یک شغل را میتوان از طریق تنوع بخشیدن و همچنین موارد زیر غنی ساخت : 1. به کارکنان باید در تصمیم گیری درباره مسائلی نظیر روش انجام کار، مراحل و ترتیب انجام کار آزادی عمل بیشتری اعطا نمود یا به آنها اجازه داد درباره پذیرش یا رد موضوعات مهم تصمیم گیری نمایند 2. اعطای مسئولیت پذیری فردی به کارکنان در ایفای نقش ها و وظایف خود 3. انجام مراحلی جهت اطمینان از اینکه افراد بتوانند مشاهده نمایند که چگونه وظایف و کارشان در تولید محصول و ایجاد رفاه برای موسسه تاثیر مثبت دارد 4. دادن بازخور به عملکرد شغلی برتر کارکنان قبل از اطلاع سرپرستان آنان 5. درگیر ساختن کارکنان با تجزیه تحلیل و تغییر جنبه های فیزیکی محیط کار نظیر شکل ظاهری اداره یا کارخانه، دما ، نور ، نظافت و.... (مورهد و گریفین، 2004)
نتایج پژوهش شامس (1391) درباره بررسی تأثیر عوامل استرسزای نقش، فرسودگی شغلی و غنای شغلی بر بهبود عملکرد کارکنان (مطالعه موردی: شعب بانک صادرات شیراز) نشان داد که بین عوامل استرسزای نقش، فرسودگی شغلی و غنای شغلی با بهبود عملکرد کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتاریج رگرسیون نشان داد که غنای شغلی نسبت به عوامل استرسزای نقش و فرسودگی شغلی پیشبینی کننده معنادارتری برای عملکرد شغلی میباشد.
نتایج پژوهش عدل اقچه کند و حاتمی (1394) درباره بررسی رابطه بین توسعه و غنی سازی شغلی کارکنان با عملکرد آنان در بانک ملت نشان داد که بین توسعه و غنی سازی شغلی کارکنان و عملکرد آنان در شعببانک ملت شهر تهران رابطه معنی داری وجود دارد.
نتایج پژوهش قربانی (1393) درباره ارتباط بین غنی سازی شغلی با تعهد سازمانی ورضایت شغلی در سازمان تامین اجتماعی (شهرستان ساری) نشان داد که بین غنی سازی شغلی با تعهد سازمانی و بین غنی سازی شغلی رضایت شغلی کارکنان تأمین اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و غنی سازی شغلی پیشبینی کننده معنادار تعهد سازمانی و رضایت شغلی میباشد.
پیشینه خارجی: نتایج پژوهش آدیمو، سهول و کوئنو(2015) درباره تأثیر غنی سازی شغلی بر عملکرد شغلی: (گزارش موردی معلمان فیلیپین) نشان داد که غنی سازی شغلی رابطه مثبت و معناداری با عملکرد شغلی معلمان دارد.
نتایج پژوهش نانل(2015) درباره اثر شغلی غنی سازی در انگیزش شغلی کارکنان در دانشگاه های خصوصی انتخاب شده در جنوب غرب نیجریه نشان داد که غنی سازی شغلی تأثیر معناداری بر انگیزش شغلی کارکنان دارد.
نتایج پژوهش ویجی و ایندرادوی(2015)
درباره بررسی رابطه غنی سازی شغل با عملکرد فردی کارکنان در میان
دانشکده های یک دانشگاه خصوصی در هند نشان داد که غنی سازی شغلی رابطه
مثبت و معناداری با عملکرد فردی کارکنان دارد و غنی سازی سازی شغلی
پیشبینی کننده معنادار عملکرد فردی کارکنان میباشد. 
مهارت های جدید را بیاموزید: با داشتن مسئولیت های بیشتر ، کارمند این شانس را دارد که روی کارهای جدید کار کند و بنابراین مهارت های جدید را یاد می گیرد. تصمیم گیری می تواند باعث شود کارمند به فکر کردن ، تصمیم گیری و امتحان چیزهای جدید بپردازد. با یادگیری مهارت های جدید ، کارمند این فرصت را دارد که در کارهای خاصی مهارت پیدا کند و حتی صاحب نظر شود.
کاهش بی حوصلگی: غنی سازی شغلی بر ارائه انواع و مسئولیت های بیشتر به کارکنان متمرکز است. هدف از غنی سازی شغل کاهش احتمال کسالت ناشی از فعالیت های تکراری و خسته کننده است.
ایجاد یک محیط کار بهتر: نتیجه خالص از غنی سازی شغل یک محیط کلی مثبت تر است که باعث افزایش بهره وری می شود. این امر به این دلیل است که کارکنانی که با آنها بهتر رفتار می شوند ، تمایل دارند که به نگرش بهتری نسبت به محل کار داشته باشند و تمایل به گسترش آن مثبت گرایی در اطراف دفتر دارند.
عدم آمادگی: از آنجا که به کارمندان فعالیت ها و مسئولیت های بیشتری در غنی سازی شغل داده می شود ، لزوماً مهارت ها یا تجربه مناسبی برای شغل ندارند. از آنجا که کارمند به اندازه کافی آمادگی یا آموزش کافی برای انجام فعالیت را ندارد ، بنابراین ممکن است به اندازه کسی که قبلاً در آن فعالیت خاص آموزش دیده یا ماهر است ، کارآمد نباشند. در نتیجه ، آنها ممکن است نرخ بهره وری کمتری داشته باشند.
حجم کار سنگین: غنی سازی شغلی باعث افزایش حجم کلی کارمندان می شود. این امر به مهارت در استفاده مجدد از کارمند نیاز دارد. ممکن است برخی از کارمندان نتوانند به سرعت با مسئولیتهای جدید خود سازگار شوند. ممکن است کارکنان احساس فشار بیش از حد و خستگی کنند ، بنابراین ممکن است نرخ بهره وری پایین تری داشته باشند.
برخورد با افراد غیر مشارکتی: قابل درک است که همه کارمندان یک شرکت نمی توانند در غنی سازی شغل شرکت کنند. کسانی که نمی توانند بپیوندند ممکن است از شرکت جدا شوند و بخشی از تیم نباشند. کارمندانی که نمی توانند بپیوندند حتی ممکن است نسبت به شرکت کنندگان حسادت کنند.
عملکرد ضعیف: به دلیل عدم آمادگی و بار کاری سنگین ، ممکن است برخی از کارمندان مانند قبل از غنی سازی شغل عملکردی مؤثر نداشته باشند. ممکن است این کارمندان در یک محیط غنی سازی شغلی بهتر کار کنند. با انجام ندادن همانطور که می خواهید ، ممکن است احساس ناتوانی کنند. عملکرد ضعیف آنها ممکن است به تخریب منجر شود ، که منجر به تأثیر منفی بر اعتماد به نفس و انگیزه کارکنان می شود.
دانش به معنی درک و کاربرد اصطلاحات و مفاهیم مالی جهت تصمیم گیری های بی نقص در راستای تولید نتایج بهینه است( گرین ، 2013). بدین ترتیب که درک مفاهیم مالی، مهارت ها، انگیزش و اطمینان بکار گیری چنین دانش و درکی به منظور تصمیم گیری موثر در خصوص مسائل و مفاهیم مالی در راستای بهبود رفاه مالی افراد و جامعه و مشارکت در زندگی اقتصادی است( آریف ، 2015)
دانش مالی در اختیار داشتن دانش و درک از مسائل مالی است، که به طور عمده در ارتباط با امور مالی شخصی استفاده می شود. دانش مالی اغلب مستلزم آگاهی از درستی تصمیم گیری های مربوط به برخی از زمینه های امور مالی شخصی مانند: املاک و مستغلات، بیمه، سرمایه گذاری، صرفه جویی به خصوص برای کالج، برنامه ریزی مالیاتی و بازنشستگی است (کیانوش و همکاران، ۱۳۹۳).

دانش مالی را درک از مسائل مالی تعریف نموده اند دانش مالی است عمدتا در ارتباط با مسائل مالی شخصی استفاده می شود. که اغلب مستلزم دانش درباره درستی تصمیم گیری های مربوط به امور مالی شخصی ویژه ای مانند املاک و مستغلات، بیمه، سرمایه گذاری، صرفه جویی (به خصوص برای دانشگاه)، برنامه ریزی مالیاتی و بازنشستگی می باشد . برخی صاحب نظران آن را شامل دانشی از مفاهیم مالی مانند ترکیب علاقه، برنامه ریزی مالی، مکانیزم های استفاده از کارت های اعتباری، روش صرفه جویی سودمند، حقوق مصرف کننده، ارزش زمانی پول، و غیره دانسته اند .
تعریف استاندارد دانش مالی عبارت است از نداشتن سواد، مهارت، و اعتماد به نفس برای اتخاذ تصمیمات مالی سخته. محیط نهادی نیز نقش مهمی در تصمیم گیری های مالی دارد و بر انتخاب ها، و کمیت و کیفیت اطلاعات و محرک های مرتبط تاثیر بسیار دارد. دانش مالی، مورد توجه روزافزون دولت ها و سایر خط مشی گذاران دولتی است.
پژوهش های انجام شده نشان می دهند که دانش مالی افراد و خانوارها، صرف نظر از میزان درآمد و تحصیلات، بسیار پایین است، اما در میان گروه های کم درآمد و با تحصیلات پایین، میزان آن، بسیار کمتر است. به نظر می رسد حتی مالکان سهام و معامله گران دارایی های مالی نیز در پی ارتقای سطح دانش مالی خود نیستند (اسدی، 1396: 5)
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه دانش مالی را برای افراد زیر 15 سال این گونه تعریف کرده است:|
"دانش مالی عبارت از دانش و درک مفاهیم و مخاطرات مالی و مهارت ها، انگیزش و اطمینان برای به کار بستن چنین دانش و درکی، به منظور اتخاذ تصمیم های اثر بخش در طیفی از زمینه های مالی برای بهبود رفاه مالی افراد و جامعه و همچنین برای توانمندسازی در جهت مشارکت در زندگی اقتصادی است"
همین سازمان دانش مالی برای بزرگسالان را ترکیبی از آگاهی، دانش، مهارت، گرایش و رفتار لازم برای اتخاذ تصمیم های مالی مناسب و نهایتا دستیابی به رفاه مالی فردی" تعریف کرده است.

اهمیت بهبود دانش مالی، به خاطر عواملی چون توسعه محصولات جدید مالی، پیچیدگی ابزارها و بازارهای مالی، تغییرات سیاسی و عوامل اقتصادی، افزایش یافته است. این روند با توجه به فراوانی گزینه های سرمایه گذاری و گسترش بازاریابی، تنها زمانی مؤثر است که بتوان با استفاده از اطلاعات و دانش مالی اقدام به انتخاب از بین آنها نمود.
تحصیلات دانشگاهی در زمینه مالی و حسابداری و اطلاعات ارائه شده توسط بخش دولتی و خصوصی، اینترنت و دوره های آموزش امور مالی از جمله منابع تامین دانش مالی می باشد(آل تمیمی و بین کالی، 2009) .
خداشناس و همکاران (1396) مقاله ای با عنوان تاثیر دانش مالی مدیران بر اهداف سازمانی انجام دادندپژوهش حاضر با هدف اصلی تحقق اهداف سازمانی از طریق دانش مالی صورت گرفت.فرضیه های مورد پژوهش به تاثیر دانش مالی بر رفتار مالی و رفتار مالی بر اهداف سازمانی وهمچنین تاثیر مهارت های مالی و ادارک مالی به عنوان متغیرهای تعدیل گر می پردازند. جامعهآماری پژوهش، پرسنل سازمان تامین اجتماعی بودند.
نمونه گیری به صورت کل شماری(133 نفر) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون انجام شد. نتایج آزمون فرض ها نشان داد که دانش مالی رفتار مالی و اهداف سازمانی را تحت تاثیر قرار میدهد و همچنین ادراک نسبت به دانش از مهارت و تخصص در زمینه مالی مهمتر بوده و میتواند رابطه بین دانش مالی و رفتار مالی را تحت الشعاع قرار دهد.
ملازاده و همکاران (۱۳۹۵)، در تحقیق خود به بررسی تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر روی مدیریت سود، پرداختند. جهت انجام این پژوهش مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی به صورت جداگانه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (۱۳۰ شرکت پرداخته شد. نوع مدرک تحصیلی به عنوان معیاری جهت اندازه گیری دانش مالی مدیر عامل در نظر گرفته شده است.
جهت تحلیل داده های پژوهش، از مدل های رگرسیونی چند متغیره ترکیبی - تلفیقی و همچنین آزمون برابری میانگین استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که دانش مالی مدیر عامل بر روی مدیریت سود شرکت بر اساس رویدادهای واقعی و اقلام تعهدی اختیاری تاثیر ندارد. از طرف دیگر تفاوت معنی داری بین مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری و مبتنی بر رویدادهای واقعی در شرکت های با مدیر عامل دارای دانش مالی و سایر شرکت ها وجود ندارد.
پیشینه خارجی
گونوپولوس و فام(۲۰۱۷)، در تحقیق خود با عنوان مدیران عامل با دانش مالی و مدیریت سود در زمان عرضه اولیه عمومی بیان کردند که، مدیران عامل با دانش مالی به احتمال کمتر نسبت به مدیران عامل فاقد دانش مالی در زمان عرضه عمومی اولیه در گیر مدیریت سود می شوند.
